

پخش بعدی
محمود کریمیمتن اسیر رحمت خود کردهای کرامت را
با نوای محمود کریمی
نمایش متن کامل
اسیر رحمت خود کردهای کرامت را
به دستگیری خود، وعده ده قیامت را
ز دامن تو یقین دست صبر کوتاه است
خیال وصل شما، کشته استقامت را
پیمبران اولوالعزم در نزول بلا
به اقتدای شما بستهاند قامت را
بهغیر حضرت زهرا و تو، کدامین زن
بهروی شانهی خود میکشد امامت را
تو ظلم را به مذلّت کشاندهای یعنی
خودت گرفتهای از شام، انتقامت را
امام کربوبلا، تشنهی سلام تو بود
غروب روز دهم، اوّل قیام تو بود
همه بساط شما، نور عشق محضر توست
تمام پردهی عصمت، نخی ز معجر توست
حسین در همه عمرش به خویش میبالید
که زیر گنبد این آسمان، برادر توست
جهان، حیات خودش را ز فاطمه دارد
همانکه فخر نمودهست از اینکه مادر توست
به ذوالفقارِ زبانِ تو فتح شد کوفه
بگو که حیدر کرّار، نام دیگر توست
امام را سر ذوق آوری به هرحالت
حسینِ بر سر نی رفته، پای منبر توست
امید بسته دو عالم به دست بستهی تو
شکوه دین پیمبر، سر شکستهی تو
تو در میان بلا، قد کشیدهای زینب
هرآنچه میشنوم را تو دیدهای زینب
تو تشنهتر ز همه بودهای و دم نزدی
تو در مسیر سواران، دویدهای زینب
مشخّص است ز عمر کم تو بعد حسین
زمان ذبح برادر، رسیدهای زینب
غلاف و کعب نی و تازیانه، بارش سنگ
تو طعم یکبهیکش را چشیدهای زینب
هنوز سر به فلک میزند جراحاتت
تو لحظهلحظه، پیاپی شهیدهای زینب
گریستی همه را با دو چشم یعقوبی
برای یوسف گمگشته، سینه میکوبی
برای آه نمانده به سینهات نایی
صدای بیکسی تو نمیرسد جایی
نفس بکش؛ نفست را کسی نمیبُرّد
حریم خلوتتان را نمیدرد پایی
ز صبح، پیرهنی را به سینه چسباندی
هزارمرتبه گفتی: چرا نمیآیی
کاروان، همیشه همراه شما
مداحیها، نماهنگها و کتابهای صوتی را هر جا که هستید گوش کنید.

































