

پخش بعدی
محمدرضا طاهریمداح
مشاهده آثارمتن روضه
با نوای محمدرضا طاهری
نمایش متن کامل
غم بود و داغ بود و وداع سپیده بود
خورشید هم ز شرم به مغرب خزیده بود
رد میشدند مادر و طفلی سیاه موی
از کوچهای که وقت غروبش رسیده بود
حتی فرشته بال نمیزد به گردشان
حتی نسیم هم رخشان را ندیده بود
مثل همیشه بر سر این راه جبرئیل
از ردپای خاکیشان بوسه چیده بود
آئینهای که طاقت آهی نداشت
این چند روز زخم ترک را چشیده بود
حالا غریبهای سر راه عبور او
یک دست را برای کشیده، کشیده بود
نامحرمی که کینه ی این خانواده داشت
حالا دوباره نام علی را شنیده بود
کودک دوید تا نگذارد ولی نشد
دستی حرام بر رخ محرم رسیده بود
دیوارهای خاکی این کوچه شاهدند
افتاده بود مادر و طفلی بریده بود
ضربی ز روی و ضربهای از پشت دست خورد
در هر دو گونه جای کبودی کشیده بود
اپلیکیشن کاروان
کاروان، همیشه همراه شما
مداحیها، نماهنگها و کتابهای صوتی را هر جا که هستید گوش کنید.
پخش آفلاینبدون تبلیغکیفیت بالا
مداحیهای مشابه
دیگر آثار محمدرضا طاهری
با یک نذر کوچک، سفرهای بزرگ پهن میشود
در نذرها و سفرههای اهلبیت شریک شوید.

































