

مداحی
پسرم یاد غم کوچه و مسمار افتاد
پسرم یاد غم کوچه و مسمار افتاد نیزه در پهلوی او تا شد و دشوار افتاد وسط کوچهی اشرار چنان داغی دید تا رسیدم به بَرَش زانویم از کار افتاد تشنهلب ماند و نشد جرعهی آبش بدهم یا که تسکین به دلِ زار و کبابش بدهم نفس بیرمقش از نفس انداخت مرا نفسی در گلویم نیست جوابش بدهم پخش صحرا شدهای از علی
۰:۰۰۴:۲۰
پخش بعدی
منصور ارضیمداح
مشاهده آثاراپلیکیشن کاروان
کاروان، همیشه همراه شما
مداحیها، نماهنگها و کتابهای صوتی را هر جا که هستید گوش کنید.
پخش آفلاینبدون تبلیغکیفیت بالا
مداحیهای مشابه
دیگر آثار منصور ارضی
با یک نذر کوچک، سفرهای بزرگ پهن میشود
در نذرها و سفرههای اهلبیت شریک شوید.

































