

مداحی
یه ابر توو آسمون نبود
یه ابر توو آسمون نبود یه مشک توو خیمه آب نداشت فرات میخواست کمک کنه میخواست ولی کسی نذاشت پدر به هرطرف میرفت کنار میزد عبا رو باد پسر باید چیکار میکرد که شمر دلش به رحم بیاد قانع نشدن لشکر از کشتن تو مانع نشدن سر باز نزدن طفل شیرخواره زدن، سرباز نزدن اهل خیمه، دستوپا گم کردن شاه و التماس
۰:۰۰۵:۲۵
پخش بعدی
محمود کریمیمداح
مشاهده آثاراپلیکیشن کاروان
کاروان، همیشه همراه شما
مداحیها، نماهنگها و کتابهای صوتی را هر جا که هستید گوش کنید.
پخش آفلاینبدون تبلیغکیفیت بالا
مداحیهای مشابه
با یک نذر کوچک، سفرهای بزرگ پهن میشود
در نذرها و سفرههای اهلبیت شریک شوید.





















