

مداحی
بی رمق جانب گودال نظر می انداخت
سَرِ سُفره به غذا که نَظَرش میافتاد فکرِ اَطفالِ گرسنه به سَرش میافتاد شیرخواره بغلِ تازه عروسی میدید یادِ لالایِ رباب و پسرش میافتاد گِله میکرد ز چشمِ بدِ بازاریها سرِ بازار همین که گذرش میافتاد گوسفندی جلویش ذِبح شد و رفت از حال به دلش روضهی ذِبحِ پدرش میافتاد
۰:۰۰۴:۲۱
پخش بعدی
سید امیر حسینیمداح
مشاهده آثاراپلیکیشن کاروان
کاروان، همیشه همراه شما
مداحیها، نماهنگها و کتابهای صوتی را هر جا که هستید گوش کنید.
پخش آفلاینبدون تبلیغکیفیت بالا
مداحیهای مشابه
با یک نذر کوچک، سفرهای بزرگ پهن میشود
در نذرها و سفرههای اهلبیت شریک شوید.





















