

پخش بعدی
محمود کریمیمتن من از اینجور سفر رفتن دیگه بیزار بیزارم
با نوای محمود کریمی
نمایش متن کامل
من از اینجور سفر رفتن، دیگه بیزار بیزارم
سر زخمی و خونیمو، شبا روو خاک میذارم
خودت گفتی که توو کوفه، علی یار یتیما بود
بهجای اونهمه خوبی، بگو این پاسخ ما بود؟
خیالت تخت جمع کردم همه هوش و حواسم رو
تووی لشکر هنوز هیشکی ندیده التماسم رو
بابا! دیشب کتک خوردم ولی روو پام وایسادم
بهش گفتم اگه بازم کتک داری ،من آمادهام
اگه خسته بشه مشتش، لگد پر میکنه جاشو
چشام تار میبینه؛ خوبه، نمیبینم اداهاشو
ولی راستش بابا! دندهم، شکسته؛ خیلی درد داره
تا میره خوب بشه بازم سنان میاد نمیذاره
در گوشی بگم بابا؛ بابا و دختریم دیگه
گمونم خوب نشه پهلوم؛ نمیدونم، دلم میگه
کجا مونده تنت؟! میخوام ببینم خوبشده زخمات
سنان میگه که با نیزه زدم توو پهلوی بابات
چوبی که روو لبت میزد از اون چوبای محکم بود
میدونم دردشو؛ آخه از اون چوبا که خوردم بود
کاروان، همیشه همراه شما
مداحیها، نماهنگها و کتابهای صوتی را هر جا که هستید گوش کنید.

































