

مداحی
چهل سال که یه داغی بدجور تنم رو لرزونده
چهل سال که یه داغی بدجور تنم رو لرزونده یه خواهر داشتم خرابه دق کرده دلم رو سوزونده ماها برگشتیم ولی توی شام رقیه جا مونده دلم رو سوزونده از پا افتاد با صورت چند دفعه رو خوارهای صحرا افتاد چند تا دندوناش با سیلیهای اعداء افتاد زجر ملعون دستاش سنگین چقدر بیرحم نامسلمون دیدم که رقیه پیش چشمام
۰:۰۰۱:۴۹
پخش بعدی
مهدی اکبریمداح
مشاهده آثاراپلیکیشن کاروان
کاروان، همیشه همراه شما
مداحیها، نماهنگها و کتابهای صوتی را هر جا که هستید گوش کنید.
پخش آفلاینبدون تبلیغکیفیت بالا
مداحیهای مشابه
دیگر آثار مهدی اکبری
با یک نذر کوچک، سفرهای بزرگ پهن میشود
در نذرها و سفرههای اهلبیت شریک شوید.

































