

مداحی
دیره امّا حداقل اومدم
دیره امّا حداقل اومدم هرجوری بود بالای تل اومدم با چشم خیس سمت مقتل اومدم ای وای، ای وای (تا رسیدم دیدم دیره داره خون از تنت میره رفتی از حال رگای حنجر و دیدم کنارت مادر و دیدم بین گودال آه، آه برادر زینب آه، آه سایهی سر زینب دیدی گفتم اهل کوفه نامردن یک عدّه گل دور جسمت میگردن خنجر کُن
۰:۰۰۳:۵۰
پخش بعدی
وحید شکریمداح
مشاهده آثاراپلیکیشن کاروان
کاروان، همیشه همراه شما
مداحیها، نماهنگها و کتابهای صوتی را هر جا که هستید گوش کنید.
پخش آفلاینبدون تبلیغکیفیت بالا
مداحیهای مشابه
دیگر آثار وحید شکری
با یک نذر کوچک، سفرهای بزرگ پهن میشود
در نذرها و سفرههای اهلبیت شریک شوید.

































