

مداحی
از آن جمع پریشان در حرم، لشکر درآوردم
از آن جمع پریشان در حرم، لشکر درآوردم دمار از روزگاه دشمنِ کافر درآوردم به زلف رفته در دستانِ قاتل میخورم سوگند خودم از دست و پای دخترت زیور درآوردم اگرچه تازیانه خوردهام اما باز میارزید تور را از زیر سُم اسبها آخر درآوردم به اسم فضّه آری شد تمام اما ندیدی تو خودم مسمار را از سینهی
۰:۰۰۳:۱۳
پخش بعدی
محمود کریمیمداح
مشاهده آثاراپلیکیشن کاروان
کاروان، همیشه همراه شما
مداحیها، نماهنگها و کتابهای صوتی را هر جا که هستید گوش کنید.
پخش آفلاینبدون تبلیغکیفیت بالا
مداحیهای مشابه
دیگر آثار محمود کریمی
با یک نذر کوچک، سفرهای بزرگ پهن میشود
در نذرها و سفرههای اهلبیت شریک شوید.

































