کاروان
سقاخانه

کتاب صوتی

سقاخانه

۲ قسمت • 25:36

او مرد میان‌سالی بود که به محض دیدن ما، درخواست آب کرد. بعد از اینکه تشنگی‌اش برطرف شد، رو به ما کرد و گفت که پیشنهادی برای ما دارد. ما حسابی مشتاق شنیدن بودیم و او که اشتیاق ما را دید گفت: به نظر من این محله یک سقاخانه کم دارد تا در طول سال تشنگان را به یاد اباعبدالله (ع) سیراب کند. همه به فکر فرو رفتیم و قرار شد که در یک موقعیت مناسب در این‌باره صحبت کنیم....

صوت این کتاب به‌زودی اضافه می‌شود.