
کتاب صوتی
خورشید و خاکستر
۵ قسمت • 1:47:19
- نویسنده:
- قدرت الله فتحی
«نوار»، همسر «خولی بن یزید اصبحی» در خواب چیزهای وهمانگیز و گنگی میبیند که او را دچار حالتی بیمارگونه کرده است. در حالتی میان خواب و بیداری سخنان هزیان گونهای بر زبان میآورد. سر و صدای او باعث می شود تا «عیوف»، همسر دیگر خولی، به کنارش بیاید. عیوف سعی میکند نوار را آرام کند، اما نمیتواند. نوار در تب میسوزد و هزیان میگوید. او در خواب نشانههای عجیب و غریبی دیده است. عیوف به او میگوید که اینها همه به خاطر خواب نابهنگام است. نوار از خانه بیرون میزند. میخواهد به کوچه برود. اما عیوف مانع میشود. در حین این کشمکش، دو سوار از مقابل خانه آنها عبور میکنند. سواران «خولی» و «حُمَید بن مُسلم اَزْدی» هستند. آنها مأموریت دارند که خودشان را به دارالحکومه برسانند و خبر پیروزی در جنگ را به «عبید الله بن زیاد» برسانند. در ضمن، خولی ارمغانی گرانقدر و مهم برای ابن زیاد دارد و آن چیزی نیست جز سر مبارک «امام حسین (ع)». بعد از توقفی کوتاه و غروب خورشید، به سمت دارالحکومه میروند و با ممانعت نگهبانان مواجه میشوند.
صوت این کتاب بهزودی اضافه میشود.
