کاروان
عطای متبرک

کتاب صوتی

عطای متبرک

۳ قسمت • 1:16:53

اسماعیل مردی خسیس و طماع است که مدام اظهار فقر می‌کند و خانواده‌ی خود را بسیار در فقر نگه می‌دارد. پسر او، خالد، صد درهم به دوست خود (حارث) بدهکار است و سخت از طرف او تحت فشار است. دوستش او را در جریان این امر قرار می‌دهد که پدرش آن‌چنان که اعلام می‌کند، فردی فقیر نیست و سکّه‎هایی را در محلّی نامعلوم پنهان کرده است که اگر خالد بیابد، می‎تواند بدهی او را بپردازد. از طرف دیگر، اسماعیل از کَرم امام حسن عسکری (ع) آگاهی می‌یابد و تصمیم می‌گیرد نزد ایشان برود و کمک مالی دریافت کند. امام باوجود اینکه اسماعیل مردی صاحب مال است، به او کمک می‌کنند؛ اما این نکته را نیز گوش‌زد می‎کنند که او از این مال بهره‌ای نخواهد برد. سرانجام خالد به سکه‌های پنهان شده پدرش دست می‌یابد؛ امّا ...

صوت این کتاب به‌زودی اضافه می‌شود.