کاروان
نذر

کتاب صوتی

نذر

۱۵ قسمت • 2:47:34

با پیدا شدن اسکلتی در مغازه کله پزی کرم ، پای پلیس به میان می آید و همین اتفاق سبب می شود که شافعی با ازدواج سعید و مینا مخالفت کند، زیرا او معتقد است که این اسکلت با سعید ارتباطی دارد و باید صبر کنند تا پلیس تحقیقات خود را کامل کند. سعید که از این اتفاق بسیار ناراحت است خانه را به حالت قهر ترک می کند و به منزل حاج رضی می رود. مادر سعید بالاخره او را راضی می کند که همراه با خاله اش برای عذرخواهی به منزل کرم بروند. وقتی به منزل کرم می رسند با خواستگاران مژده، دختر کوچکتر کرم مواجه می شوند؛ اما گمان می کنند که برای مینا خواستگار آمده و آنجا را ترک می کنند. این همه در حالی است که سرگرد شکیب، مأمور رسیدگی به پرونده، یکی از مالکان قدیم به نام رجبعلی را در آسایشگاه پیدا کرده و ...

صوت این کتاب به‌زودی اضافه می‌شود.