کاروان
ریگ های سرخ

کتاب صوتی

ریگ های سرخ

۵ قسمت • 2:08:21

«عبیدالله بن زیاد»، والی کوفه، در سال 61 هجری «عمر بن سعد» را برانگیخت تا در جنگی نابرابر در مقابل سپاهی اندک (یا بهتر است بگوییم در برابر کاروان کوچک اباعبدالله و یارانش) بایستد و آن فاجعه را بیافریند که در تاریخ بی‌مانند بود. حال با جزئیات، آن حوادث را در این کتاب گویا برای شما بازگو می کنیم. عبیدالله بن زیاد، والی کوفه و بصره، وقتی که از «حرّ بن یزید ریاحی» ناامید شد، تصمیم گرفت سالاری سپاه کوفه را به شخص دیگری بسپارد که توان راهبری یک لشکر ده‌هزارنفری، یا حتی سی‌هزارنفری را داشته باشد. اما هیچ کدام از اهالی کوفه را لایق این امر خطیر نمی‌دید. تا از اینکه از «محمد بن اشعث» شنید که «عمربن سعد» پیش از رفتن به سوی سرزمین ری، مدتی در کوفه اقامت کرده تا به املاک خود رسیدگی کند. درواقع عمربن سعد والی کوفه بود و عبیدالله نمی‌توانست سالاری سپاه کوفه را به او بدهد؛ زیرا از نظر مقام هم‌‌تراز با عمربن سعد بود، ولی تصمیم گرفت با ترفندی او را به این کار مجبور کند. * شنوندگان گرامی، به‌سبب اینکه قسمت پنجم داستان «ریگ‎‌های سرخ» در آرشیو موجود نیست، خلاصه‌ای از آن را برای شما در نظر گرفته‌ایم. ****شنونده گرامی، پیشاپیش از کیفیت پایین و اشکالات جزئی برخی از بخش‌های نمایش پوزش می‌طلبیم.****

صوت این کتاب به‌زودی اضافه می‌شود.