سورهی بلد
مکی · ۲۰ آیه · جزء ۳۰ · ترجمهی ناصر مکارم شیرازی
سُورَةُ البلد
- ۱
لَآ أُقۡسِمُ بِهَٰذَا ٱلۡبَلَدِ ﴿١﴾
قسم به این شهر مقدّس [= مکّه]،
- ۲
وَأَنتَ حِلُّۢ بِهَٰذَا ٱلۡبَلَدِ ﴿٢﴾
شهری که تو در آن ساکنی،
- ۳
وَوَالِدࣲ وَمَا وَلَدَ ﴿٣﴾
و قسم به پدر و فرزندش [= ابراهیم خلیل و فرزندش اسماعیل ذبیح]،
- ۴
لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِي كَبَدٍ ﴿٤﴾
که ما انسان را در رنج آفریدیم (و زندگی او پر از رنجهاست)
- ۵
أَيَحۡسَبُ أَن لَّن يَقۡدِرَ عَلَيۡهِ أَحَدࣱ ﴿٥﴾
آیا او گمان میکند که هیچ کس نمیتواند بر او دست یابد؟
- ۶
يَقُولُ أَهۡلَكۡتُ مَالࣰ ا لُّبَدًا ﴿٦﴾
میگوید: «مال زیادی را (در کارهای خیر) نابود کردهام!»
- ۷
أَيَحۡسَبُ أَن لَّمۡ يَرَهُۥٓ أَحَدٌ ﴿٧﴾
آیا (انسان) گمان میکند هیچ کس او را ندیده (که عمل خیری انجام نداده) است؟
- ۸
أَلَمۡ نَجۡعَل لَّهُۥ عَيۡنَيۡنِ ﴿٨﴾
آیا برای او دو چشم قرار ندادیم،
- ۹
وَلِسَانࣰ ا وَشَفَتَيۡنِ ﴿٩﴾
و یک زبان و دو لب؟
- ۱۰
وَهَدَيۡنَٰهُ ٱلنَّجۡدَيۡنِ ﴿١٠﴾
و او را به راه خیر و شرّ هدایت کردیم
- ۱۱
فَلَا ٱقۡتَحَمَ ٱلۡعَقَبَةَ ﴿١١﴾
ولی او از آن گردنه مهمّ نگذشت
- ۱۲
وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡعَقَبَةُ ﴿١٢﴾
و تو نمیدانی آن گردنه چیست
- ۱۳
فَكُّ رَقَبَةٍ ﴿١٣﴾
آزادکردن بردهای،
- ۱۴
أَوۡ إِطۡعَٰمࣱ فِي يَوۡمࣲ ذِي مَسۡغَبَةࣲ ﴿١٤﴾
یا غذا دادن در روز گرسنگی
- ۱۵
يَتِيمࣰ ا ذَا مَقۡرَبَةٍ ﴿١٥﴾
یتیمی از خویشاوندان،
- ۱۶
أَوۡ مِسۡكِينࣰ ا ذَا مَتۡرَبَةࣲ ﴿١٦﴾
یا مستمندی خاکنشین را،
- ۱۷
ثُمَّ كَانَ مِنَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلصَّبۡرِ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلۡمَرۡحَمَةِ ﴿١٧﴾
سپس از کسانی باشد که ایمان آورده و یکدیگر را به شکیبایی و رحمت توصیه میکنند
- ۱۸
أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡمَيۡمَنَةِ ﴿١٨﴾
آنها «اصحاب الیمین» اند (که نامه اعمالشان را به دست راستشان میدهند)
- ۱۹
وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِـَٔايَٰتِنَا هُمۡ أَصۡحَٰبُ ٱلۡمَشۡـَٔمَةِ ﴿١٩﴾
و کسانی که آیات ما را انکار کردهاند افرادی شومند (که نامه اعمالشان به دست چپشان داده میشود)
- ۲۰
عَلَيۡهِمۡ نَارࣱ مُّؤۡصَدَةُۢ ﴿٢٠﴾
بر آنها آتشی است فروبسته (که راه فراری از آن نیست)
